من واستاده بودم قهر بودم پشت یه دیوار .صدام میکردی میپرسیدی چی شده . دستم روی دیوار بود اومدی دستتو گذاشتی روی دستم، روی دیوار. دستمو بوس کردی .
دلبر من نمیتونم ؛ خوابام اذیتم میکنه . میشه یه روزی بغلت کرد؟!
چه دنیای مزخرفی ...
برچسب:
نویسنده: سینا کاظمی
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 2:46