بربادرفته

تعرفه تبلیغات در سایت
شاید همش یه مسخره بازی و دروغ باشهشاید همش بازی باشه یا فریب باشهشاید هیچی اونجوری که حس میکنیم نباشهشاید حرفامون دروغ باشه احساسمون دروغ باشه شاید رفتارمون دروغ باشه شاید من دروغ باشم شاید نباید به حتی من اعتماد کنیهیچی مطلق نیس هیچی رو نمیشه مطلق دوس داشت هیچ دلیلی وجود ندارهنمیتونی هیچ دلیلی برای رفتارهای زندگی پیدا کنیهمه اش یه دروغ بزرگه یه دروغی که ک
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 28 فروردين 1397 ساعت: 8:16

نکنه کسی بیاد توی زندگیم که بمونه و نره ؟!
چقدر ترسناکه زندگی !
مرا بگذرا و بگذر ..
من رود ام مقصدم انتها نداره میرم تا جایی که از هویتم چیزی نمونه و دریا بشم یا خسته بشم و تبخیر و نابود ..

به سان رود
که در نشیب دره
سر به سنگ میزند
رونده باش!

امید هیچ معجزی
ز مرده نیست
زنده باش!!!

هوشنگ ابتهاج

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 28 فروردين 1397 ساعت: 8:16
سراب
سراب
درون قلبم سراب تپیدن است..بی تو
دستور ایست میدهد عقلم
امید
امید
امید رسیدن تو، قلب را مجاب میکند که ادامه دهد به حیات..
می ایستد اگر ..
میمیرد اگر ..
میبینی همه اینها به تو وابسته است!
بمان
بگذار بتپد .. خون بریزد برای تو ..
بمان ..

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 28 فروردين 1397 ساعت: 8:16
  تبعید شده در کویر .. آنگونه که چشم هایم کسی را نمیبیند و گوش هایم صدایی جز صدای سکوت نمیشنود، دستهایم جز سردی زمین حس نمیکند و قلبم فقط برای زنده ماندن می تپد..من تبعید شده ام در خودم .. محکوم به با خود بودن.. روزگاریست که حرف هایم خوانده نمیشود.
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 23:49
  تبعید شده در کویر .. آنگونه که چشم هایم کسی را نمیبیند و گوش هایم صدایی جز صدای سکوت نمیشنود، دستهایم جز سردی زمین حس نمیکند و قلبم فقط برای زنده ماندن می تپد..من تبعید شده ام در خودم .. محکوم به با خود بودن.. روزگاریست که حرف هایم خوانده نمیشود.
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 3:47
بابا ؛ همیشه کنارم بودی همیشه دستات محافظم بود همیشه با حرفات بم امید میدی . همیشه از پشت مراقبم بودی و تنهام نزاشتی .غیر از یه جا که جلوم واستادی شاید فکر میکردی اینجوری بهتره ولی من بزرگترین ضربه و تنهایی و بی کسی رو همون موقع درک کردم وقتی که عاشق شدم . میتونستی کنارم باشی . مثل همه ی لحظه های دیگه ی عمرم که کنارم بودی و ازم دفاع کردی ولی مقابلم واستادی مقابل یه دختر بی گناه بی دفاع عاش
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:44
 

سه ساله منتظر برآورده شدن یه آرزو ام . آرزویی که عصر یه روز از خدا خواستم : میشه مال من باشه ؟! 

دونه دونه همه ی چیزهایی که میشد برای اون دوسش داشت رو ازش گرفت ! بازم میخوایش؟! باز هم از خدا تو رو خواستم ؛ خودت رو ! خودت رو از من گرفت ..

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت   توسط گیسو  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:44
دیوار

فک کن توی یه اتاقی . میبینی یکی از دیوار ها میاد جلو میری سمتش و شروع میکنی فشار بدی که برگرده سرجاش. میبینی از سه طرف دیگه و پایین و سقف هم داره این دیوار ها نزدیک میشه. بری سمت کدوم دیوار تا جلوی حرکتش رو بگیری؟! مگه فرقی داره؟ یکی هم تکون نخوره بقیه دارن بت فشار میارن. من توی این اتاقم؛ توی این زندگیم. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت   توسط گیسو  | 

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 13:51
دنیام دیگه تهشه .. به خودم میگم دنیا قرار نیس از این بد تر بشه سه سال پیش یه دختر عاشق بودم و تنها.بی دفاع. دعوام کردن کسی درکم نکرد اون موقع خیلی چیزا برای از دست دادن داشتم . 19 سالم بود و از دست دادن یه نفر برام از دست دادن همه چیز بود. الان بزرگتر شدم و چیزی برای از دست دادن ندارم از چیزی نمیترسم که بخواد سرم بیاد .دلم نمیخواست مامان بابام هیچ وقت سرم حرص بخورن. ترسم فقط برای همینه. زندگیم الان تو نقطه ای هست که اگه هر چیزیو ازم بگیرن دیگه برام فرقی نداره. با خودم میگم محدودم کنن حتی همه امکاناتو ازم بگیرن . من هدفی ندارم چیزی ندارم اینا رو هم بگیرن برای خودشون . یه گوشه میشینم تا تموم شه
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:48
زندگی در حال گذار اومدم مهمونی. لباسی رو تنم کردم که یه روزی با کسی که دوسش داشتم رفتیم خریدیم. ما ادما یه مدت کوتاه یه روزگار یه زمان اندک کنار همیم . فقط اخرش یه سری خاطره میمونه یه سری حسرت . یه سری حس های خوب و بد . مهم اینه میگذره و نمیمونه روی یه نقطه . گرفته ام. حس گذر و از دست دادن ها رو درک کردم و دیگه برام مهم نیس یه بار این اتفاق یا چند بار. دلم میخواد در لحظه خوشحال باشم هرچند در لحظه بودن ادمو روزمره و تباه میکنه و نیازمند هدف . ولی هر وقت خواستی، برو ،هر وقت خواستم ،میرم، دوست دارم تا وقتی با همیم بمون خوش بگذره . فقط همین. چون زندگی هیچ تهی نداره که بخوام و فکرشو کنم که تا تهش چ
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:48

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :